از تو می نویسم برای تو...

1

چند تا عکس از ماه قبل

عمر من، چند تا عکس از آخرین سفری که ماه قبل به کرمان و جیرفت داشتیم برات میذارم. البته اولین عکس توی خونه خودمونه وقتی که اولین بار کاغذ و قلم دستت دادم، اینم اولین نقاشی پسرم، شاهکاره: مسیر رفتن، از خواب بیدار شدی و خیلی گرسنه بودی: لالا توی خونه خاله خدیج: با پریا توی خونه خاله سارا: با بهار خونه خاله نگین دوست مامان: با طبیعت، تو بغل بابا عادل، ببین چقدر هیجان زده ای: تو بغل مامان: ...
26 بهمن 1394

پر از احساسی

ماه ایوون من، گل پسر نازنین من، بیش از یک ماهه چیزی ننوشتم و توی این مدت بازم اخلاق و رفتارت عوض شده! دیگه از گاز و چنگ و گاهی مو کشیدن خبری نیست ولی در عوض جیغ میکشی و زورگو شدی، ولی با این وجود هنوز خوش اخلاقیات بیشتره و ازت راضیم گل من. از خوراکیهات دهن بقیه هم میذاری. الهی دستای کوچولوت همیشه بخشنده باشه پسرم. میمیک های صورتت متنوع و گاهی شیطنت بار شده، پر احساس تر از قبل به من و بابا ابراز احساسات میکنی. بوس کردن رو یاد گرفتی. بابا که از سر کار میاد بهش میچسبی و فرصت نمیدی لباس عوض کنه. بعضی وقتها که دارم پوشکت رو عوض میکنم دو تا دستت رو میاری بالا و محکم دور گردنم حلقه میکنی، خیلی دوستت دارم و خیلی خدا رو سپاس میگم. اگه من و بابا هر دو...
26 بهمن 1394
1