از تو می نویسم برای تو...

1

دوباره شمال

گل ناز من. . .  هفته پیش از طرف کار بابا سه تایی رفتیم شمال و بندر انزلی ساکن شدیم،  سفر خیلی خیلی خوبی بود و به سه تاییمون و به ویژه به تو خیلی خوش گذشت چون علاوه بر دریا و جنگل و ماشین سواری و گشت و گذار و ددر ،  تو محوطه زیبای محل اقامت مون ی پارک بازی داشت که خیلی توش وقت گذروندی و کیف کردی.  روزای اول اصلا پا به آب نزدی و فقط توی ساحل شن بازی میکردی ولی ی روز که دو تا دختر بچه ناز و پرشور باهات همبازی شدن تو هم مثل اونا دل به دریا زدی گل من! به غیر از تالاب و مرداب انزلی و تجربه قایق سواری تو،  زیبایی های فوق العاده ای مثل آبشار ویسادار و دریاچه گیسوم رو دیدیم.  روز آخر هم از ماسوله زیبا دیدن کردیم.  ا...
24 مهر 1395

شیرین عسلی

دردانه من.. این روزها از همیشه شیرین تر و قشنگ تری، پر از مهری،  پر از احساس. برای مامان یا بابا بوس میفرستی و آروم میگی :"دوست دارم". گاهی اوقات که صدات میکنم در جواب میگی "جونم"؟... آخه چطوری قورتت ندم شیرین عسل من! دستهای نازت رو دور گردنم حلقه میکنی،  حلقه ای که باارزش ترین گردنبند دنیاست. رنگهای سبز، زرد،  قرمز و آبی رو به خوبی میشناسی. بجز چند حرف معدود مثل "خ"،  "ق" و "ل" تقریبا همه حروف رو به خوبی ادا میکنی.  گاهی برای هر چه درست ادا کردن کلمات خیلی با دقت و شمرده صحبت میکنی،  مثل دیروز که بهت گفت :"پوستمو کشیدی"،  ابتدا کلمه رو بلغور کردی ولی وقتی بهت گفتم متوجه نشدم چی میگی با دقت هر چه تمام گفتی:...
10 مهر 1395
1