روزبهروزبه، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 13 روز سن داره
رایانرایان، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره

از تو می نویسم برای تو...

یادداشت های مامان برای روزبه و رایان

چند تا عکس زیبا و خاطره انگیز

خداحافظی روزبه با احساسم از پسرخاله یاشار😘 که چند روزی مهمان ما بودن😘 یک روز که موهام رو خرگوشی بسته بودم و رایان هم داشت نگاه میکرد گفتم باید کش کوچک داشته باشم تا ببندم و قشنگ تر شه... رایان مهربان، با ذوق و با احساسم بدون اینکه من متوجه شم، از بابا خواست که برای مامان کش مو بخره و خودش هم پولش رو حساب کنه، یعنی رایان🤩😘... و بعد منو با این کش موهای خوشگل سورپرایز کرد❤️ نقاشی ها و خلاقیت های دلبرها😍: عاشق ای خلاقیت رو بهم هستم، در نهایت ظرافت و دقت و خلاقیت🤩: تولد فربد: ...
27 مرداد 1404

هشت سالگی رایان مبارکمون باشه

جان و دل های من... تابستان که شروع شد، رایان هر چند روز یک بار، و با آغاز مرداد، هر روز می گفت:«تولدم😁».. و خیلی دوست داشت با دوستان و همکلاسی های مدرسه جشن بگیره: علی، کیارش، باراد، که فقط کیارش تونست بیاد. فردین و علی، فربد و ارغوان هم به جمع اضافه شدن و خاطره قشنگی ساختن، به قشنگی روی ماه همشون😍😍😍. خیلی بازی کردین و به گفته خودتون شب خوشی بود و خیلی خوش گذشت... از خدا سپاسگزاریم. بعد از رفتن بچه ها هم خانواده بابا اومدن پشیمون...  با بادکنک آبی، آب بازی کردین.. بابا رفت براتون بیشتر بخره فروشگاه تموم کرده بود😏.   ...
26 مرداد 1404

کودکانه های شما و ارغوان

گل پسرهای قشنگ من... عکسهای زیر یادگاری های کودکانه شما با ارغوان 😍 هست در مناسبت های مختلف: هالووین با ارغوان! ارغوان و مامان و باباش سفری به اروپا داشتن و این احساس رایان بعد از خداحافظیه😍:  تولد فربد، پسرخاله ارغوان: تماشای تئاتر در سالن سوره: ...
22 ارديبهشت 1404

دل درد روزبهم

نفس های من.... از دو سه ماه قبل از نوروز، روزبه از دل دردهای متناوب و گهگاه، شکایت داشت، بعد از چندین بار سونوگرافی و آزمایش، و از این دکتر به اون دکتر معرفی شدن، آپاندیسیت اولیه تشخیص داده شد و در نهایت، به لطف خدا، تحت نظر دکتر دهکردی، که حقیقتا از فرشتگان خدا روی زمین هست، به جراحی نیاز نشد و فقط یک شب توی بیمارستان بستری شد و آنتی بیوتیک تزریقی گرفت و التهاب رفع شد.. از خدا ممنونم که پسرمون به جراحی نیاز نداشت.. خداوند مراقب همه کودکان دنیا باشه 🙏. ...
7 ارديبهشت 1404

نوروز ۱۴۰۴ فرخنده

گل های زیبای من.‌‌.. نوروز و سال نو مبارک، مبارک شمایید ❤️❤️ وینی با هفت سین!🤗 ماهی گلی که توی جریان شدید رودخونه به سختی خودش رو نگه داشته بود، با کمک ایلیا به این حوضچه آروم هدایت شد😍. ...
29 فروردين 1404

تئاتر «ناک، نه خطرناک»

نفس های من... چند شب پیش با ارغوان و مامانش رفتیم نمایش «نه خطر ناک». دومین تجربه تئاتر شما بود و خیلی خیلی دوست داشتید. بعد هم شام رو بیرون خوردیم و رضایت شما بیشتر شد😍❤️... من و بابا عاشقتونیم... خداوند به بچه‌ها عشق نامحدود و بی قید و شرط دهاد... آمین ...
21 آذر 1403

عکس هایی از مدرسه

شیرین عسل های من... چند تا عکس از این سال تحصیلی و اردوها و ... به یادگار می‌گذارم: رایان در حال یادداشت برداری در محوطه کتابخانه عمومی شهرداری  آزمایش علوم در حیاط مدرسه  صرف صبحانه  میریم به اردو  نون پختن رایان در گاچو!🤩🤗 همه خرگوش می شوند! رایان در کارگاه نجاری  روزبه صبحانه میل می کند روزبه و ماکت محله ما روزبه در ورزشگاه  ...
22 آبان 1403