عکس موشی برای خاله رقیه
عزیز دل مامان.. دیروز با خاله رقیه نازنین صحبت میکردم و تو داشتی روی فرش میخزیدی و میرفتی تا به چیزی که هدف گرفته بودی برسی . به خاله رقیه که گفتم گفت به من نگفته بودی اینقد میخزه!!! گفتم چرا خاله جون پسرمون کلی سینه خیز میره! شکم و یکی از زانوهاش رو بالا میگیره که بلند شه. قهرمانه، پهلوانه. اینم عکس از موش شدنش خاله جون: اینم عکس از شیطون بلا شدنش: بازم هست ببین از خندیدنش و دو تا دندونش: از سیب گاز زده اش: این یکی رو بهتر یاد گرفته از دندوناش استفاده کنه: تو این عکس بالاخره دستش به عروسک بالای گهواره اش رسید و کلی خوشحال شد و حاضر نبود ولش کنه: اینجا هم خوشگل کرده بره پیش خانوم د...
نویسنده :
مامان طلا
12:49









