یکی دو ماه گذشته
دلبرهای جان... آخر خرداد ماه ده روز رفتیم جیرفت، بعد با خاله رقیه و خاله خدیج، فاطیما، پریا، ایلیا، یاشار برگشتیم اصفهان و ده روزی اینجا بودیم. یک سفر یک روزه با با خانواده عمه مهرنوش خانواده، مامان جان اینا، عمه مهرو، خانواده پسرخاله بابا و خاله ها رفتیم خوانسار، محل دانشگاه آبجی پگاه که دیگه فارغالتحصیل شد به سلامتی. سفر بیاد ماندنی بود, به غیر از دورهمی عالی که با هم داشتیم، توی این سفر به لطف خدای مهربان، خطر بزرگی از بیخ گوشمون گذشت. توی مسیر رفتن، ماشین خاله رقیه در حال سبقت از ی تریلی، لاستیکش ترکید!!!!😱!!! و حدود پنج متر ارتفاع از جاده رفت پایین، ولی به لطف خدا و مهارت خاله رقیه، هیچ اتفاق بدی برای هیچ کس و حتی ماشین، رخ نداد. ...











