روزبهروزبه، تا این لحظه: 10 سال و 4 ماه و 30 روز سن داره
رایانرایان، تا این لحظه: 7 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

از تو می نویسم برای تو...

یادداشت های مامان برای روزبه و رایان

میجون

دردونه های قشنگ من... بعد از اتمام مدرسه روزبهم تصمیم گرفتیم مدتی بیایم پیش بابابزرگ تا حداقل برای مدتی از تنهایی در بیاد و از اونجایی که بابا خیلی مشغله کاری داشت با هواپیما اومدیم و شما نخستین تجربه پرواز رو داشتین و خیلی هیجان زده و خوشحال بودین😘. فعلا یک هفته ای هست که اینجاییم و اگرچه دلتنگ بابا هستید اما خوشحالید که گاهی با پسرخاله ها وقت میگذرونید و هوای پاک و آزاد، خاک و درخت و رودخونه ی میجون رو دوست دارید و مامان هم از بودن کنار بابابزرگ خوشحاله... خداوند سایه بابابزرگ رو بر سر تمام خانواده نگه داره و یار و یاور و نگهدار بابا عادل باشه❤️ ...
25 خرداد 1401

کارنامه گل پسر کلاس اولی ام

خورشیدهای درخشان من... امروز کارنامه کلاس اولی قشنگمون رو دریافت کردیم، درخشان مثل خورشید😍 از خدا میخواهم که در همه ی جنبه‌های زندگی مثل خورشید بدرخشید🤩. برای تمام کودکان ایران و جهان آرامش آرزو دارم. بهت افتخار می کنم جان و دلم👌😍🤩 ...
18 خرداد 1401

جشن الفبای روزبهم و آخرین آموزه خانم معلم عزیز

خوشگل های من... دیروز آخرین روز مدرسه ی روزبهم و روز جشن الفبا بود. البته یکشنبه و دوشنبه هفته آینده هم تنها برای امتحان ریاضی و املا می‌ره مدرسه. بجز نیم ساعت، بقیه اوقات مدرسه به جشن و کیک خوردن و سرسره بازی با سرسره ی بادی که به مدرسه آورده بودن گذشت و خیلی بهشون خوش گذشته بود. جای اهورا خالی! در آخر خانم معلم عزیز دو تا عکس و یک متن زیبا براتون فرستاد که در ادامه میارم: «پسران خوبم! اکنون که روزهای پایانی در کنار هم بودن را می گذرانیم این چند کلام را به عنوان هدیه از معلّمت به یادگار داشته باش : سعی کن دلت را مانند دریا پاک و بزرگ سازی. در زندگی با اطرافیانت مهربان باش و تا می توانی به دیگران نیکی کن که احساس ز...
29 ارديبهشت 1401

یک روز بیرون از خونه

نفس های من... به لطف خدا خطر کرونا خیلی کم شده و بعد از مدتها، و احتمالا دوسال و اندی، دیروز ناهار رو بیرون خوردیم، بعد رفتیم گلخانه ناردین، دیدن و کمی خرید کردیم، بعدش هم رفتیم پارک و خوشی شما کامل شد😍 و غروب بود که برگشتیم خونه. سپاس از پروردگار مهربان.  ...
23 ارديبهشت 1401

مدرسه ها باز شد

دلبران من... با آغاز سال ۱۴۰۱ و افت تقریبی کرونا مدارس باز شد و روزبهم با خوشحالی بصورت حضوری به مدرسه رفت. دبستان میر. رایانم تقریباً هر روز یک یا چند تا از این جمله ها رو تکرار میکنه: «کاش منم میرفتم مدرسه»، «کاش ما دوقلو بودیم با هم می‌رفتیم مدرسه»، «پس من کی میرم مدرسه»، «کاش من بزرگتر بودم زودتر میرفتم مدرسه»، و ... و من هر بار با جوابی به طور موقت قانعش می‌کنم. روزبه با هیجان و اشتیاق به مدرسه می‌ره، و هر بار قبل از رفتن بارها و بارها منو می بوسه و میگه دلم برات تنگ میشه. با داداشش هم چند بار روبوسی و خداحافظی میکنن😍. گاهی میگه دلم نمی‌خواد برم چون دلم براتون تنگ میشه،...
15 ارديبهشت 1401

خوانسار آباد و سرسبز

گلدونه های ناز من... ی سفر به خوانسار رفتیم، زیبا و سرسبز. روزبه قشنگم که عاشق آبه با دیدن آب های جاری فراوان توی شهر گفت: اسم اینجا رو باید می‌گذاشتند «آبسار»😍. ...
20 فروردين 1401

نوروز و قرن جدید مبارک

گل‌های من... آرزو کنیم نوروز و آغاز قرن جدید بر همه ایرانیان، و جهانیان فرخنده و نیکو باشه. چشم از دیدن این همه زیبایی در نوروز جیرفت سرسبز سیر نمیشه. از خدا بخاطر درک این زیبایی ها سپاسگزاریم. ...
14 فروردين 1401